تبليغاتX
هر که با ما نیست...

هر که با ما نیست...

چند روز دگر نيز نوبت من و توست ،كه يا به ماتم فرزند خويش بنشينيم و يا به كشتن فرزند خلق برخـیزیم

اصلاً نمی‌شد که بگویم
دوستت دارم
اما گفتم.

گفتم :

- دسته کلیدت یادت نرود.
- پله‌ها لیزند .
- باید مراقب باشی.
- صبر کن تا چراغ قرمز
سبز شود ...

 

 

سیما یاری

نوشته شده در 88/04/12ساعت 16:57 توسط باد| |

پروانه،

بی پروا ،

به آتش میزند.

ما ،

بی شهامتِ پروانگی،

اندیشه هزاران آری و نه در سر،

پروا داریم از عشق

و فقط

دوستدار نقش آتشیم.

نام پروانه را،

حتما ،

یک شاعر ،

بر او نهاده است:

پروا ، نه !

 

 

 

علی صالحی

نوشته شده در 87/12/27ساعت 11:28 توسط باد| |
 

 

 

موجیــم و وصـل ما ، از خــود بریدن است

ساحــل بهــانـه ای است، رفتن رسیدن است

تـا شعــله در ســــــریم ، پروانــه اخگــــریم

شمعیم و اشـک مـا ، در خـــود چکیدن است

ما مرغ بی پریـــم ، از فـــــــوج دیگـــــریم

پـــرواز بــال مـــا ، در خـــــون تپیدن است

پـــر می کشـــیم و بــال ، بـر پـرده ی خیـال

اعجـــاز ذوق مـــا ، در پــــــر کشیدن است

مــا هیـــــچ نیستیم ، جـز سایه ای ز خـویش

آییــــــــن آینـــــــه ، خــــــود را ندیدن است

گفتـی مـرا بخـوان ، خواندیــــم و خــــامشی

پاسـخ همین تو را ، تنهـــــــــــا شنیدن است

بی درد و بی غــم است ، چیــــدن رسیده را

خامیـــم و درد مـا ، از کــــــــال چیدن است

 

قیصر امین پور

 

نوشته شده در 87/12/23ساعت 9:57 توسط باد| |